جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
21
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
كشفى در « تحفة الملوك » در اول هر تحفهاى ، معمولا يافتههاى عقلانى و عرفانى خويش را بيان كرده و سپس از دين - كه به ديدهء او رويهء ظاهرى عقل است و براى كسانى فرستاده شده كه از عقل و معنويت بهرهاى وافر نبردهاند - شواهد و دلايل متعددى اقامه مىكند . علاوه بر اين ، كشفى در روند تحليل خود ، به تأويل آيات و روايات روى مىآورد و از سبك تفسير دين به دين نيز بهره مىجويد . تمسك به برخى از براهين عقلى و فلسفى ، توجه به تجربه ، سرودن يا نقل اشعار چند بيتى و تهيه و تنظيم جداول گوناگون ، مكمل بحثهاى او در اين كتاب است . از ديدگاه كشفى ، روش و شيوه رسيدن به حقيقت ، در مرحله اول تعقل معنوى و يا شناخت و ديدن اشياء بهطور « كما هى » به نور عقل معنوى است كه يافتههاى آن هماهنگ با شواهد وحيانى و روائى مىباشد . تجربياتى كه مبتنى بر ممارست و تدبّر در جزئيات امورند ، نيز با عقل و دين همآوايى دارند . وى معتقد است همواره بين استنتاجات خود از دين كه به نور عقل و چراغ كشف ، حاصل شدهاند با نظر حكمايى همچون ارسطو و خواجه نصير الدين طوسى ، قرابت اجمالى وجود دارد و بدين علت در سراسر كتاب مزبور ، در تلاش است تا نظرات حكما را در كنار آراى خود قرار دهد . در عين حال به نظر مىرسد كشفى به منظور دفع تهمت فيلسوف و صوفى بودن ، در بخشهايى از اين كتاب به نقد افكار و آداب اجتماعى آنها پرداخته و از مفاسد آنان به شكوه مىنشيند . كشفى در تحف طبق اول كه از پنجاه تحفه فراهم آمده است ؛ عقايد خود را درباره حقيقت ، ويژگيها و اسامى عقل ابراز مىكند . به ديدهء وى عقل ، اولين مخلوق خداوند است و عقل به جز در صفت قدم و وجوب از همه ويژگيهاى ذات بارى تعالى برخوردار است . از اين رو عقل ، جوهرى است نورانى كه منشأ همه كائنات قرار گرفته است . در طبق دوم ، كشفى درباره ارتباط و تعلق عقل به موجودات از رهيافت حكمت و فلسفهء تاريخ به بحث مىپردازد و به نظر مىرسد در جهان اسلام ، كشفى از جمله كسانى